welcome to my weblog |
|
>
طرح روحی ، توسط یکی از بهائیان مهاجر ایرانی به نام روحی ارباب ، چندین سال قبل طراحی شد. پس از بررسی و تصویب بیت العدل حیفا به عنوان بالاترین نهاد تصمیم گیرنده فرقه بهائیت در سطح جهان ، به عنوان یک طرح آزمایشی در کشور کلمبیا اجرا گردید. این طرح در جریان اجرای آزمایشی آن در کلمبیا که مدت ده سال به طول انجامید ، به طور مستمر و مداوم ارزشیابی می شد و نتایج این بررسی ها و ارزیابی ها در اختیار مرکزیت بهائیت (بیت العدل حیفا) قرار می گرفت. سرانجام بیت العدل حیفا پس از پایان مرحله ده ساله آزمایشی این طرح، تصمیم گرفت تا طرح روحی به عنوان یک راهنمای عمل به تمام محافل بهائی ابلاغ شود و موارد مطرح شده در آن مورد اجرا قرار گیرد. یکی از مهمترین اهداف طرح روحی ، ایجاد بسترهای لازم برای افزایش آمار تعداد بهائیان است و مسئولان مرکزیت بهائیت برای ایجاد سهولت در دستیابی به این هدف ، با یک برنامه ریزی گسترده ، مؤسساتی را تحت عنوان "مؤسسه آموزشی" در کشورهای مختلف ایجاد کردند که بر اساس آخرین آمارهای منتشره از سوی مرکزیت بهائیت ، تعداد اینگونه مراکز آموزشی بیش از یکصد مرکز می رسد. مرکزیت بهائیت برای دستیابی به اهداف طرح روحی ، زمان بندی های مشخصی را معین کرده اند که شامل "نقشه های پنج ساله" و "نقشه های چهار ساله" است که بعد از آن نیز یک نقشه دوازده ماهه و یک نقشه پنج ساله در نظر گرفته شده است. شعار اصلی نقشه پنج ساله "دخول افواج مقبلین" و به تعبیری جذب گسترده مبتدیان به جامعه بهائیت نام دارد. مؤسسات آموزشی که بهائیان در ارتباط با طرح روحی ایجاد کرده اند، افزون بر هیأت مدیره ، زیر نظر مشاور قاره ای بهائیت که از سوی بیت العدل حیفا معرفی و تأئید شده است ، اداره می گردد. تبلیغات فرقه بهائیت در کشورهای اسلامی ، به ویژه خاورمیانه به دلیل حساسیت های خاصی که در مورد آن وجود دارد ، بر اساس یک استراتژی ویژه ای که از سوی مرکزیت بهائیت بدان نام " استراتژی خاموش و پنهان" داده شده ، اداره می شود و برای تحقق اهداف این اسنراتژی در کشورهای مسلمان زمان بیشتری در نظر گرفته شده و طی یک نقشه 20 ساله تا سال 2021 میلاذی برای رسیدن به اهداف مورد نظر وقت و فرصت معین کرده اند. فعالیت طرح روحی در ایران چند سال قبل با پیام 26 نوامبر 2003 میلادی بیت العدل حیفا و با انتشار 7 جلد از 9 جلد اولیه آن آغاز شد. شیوه فعالیت اجرایی طرح روحی با فعالیت های گذشته بهائیان ایران تفاوت اساسی دارد. ( این طرح در داخل نقشه 20 ساله گنجانده شده است.) فرقه بهائیت به امر تبلیغات ، بهای زیادی می دهد و هر سال میلیون ها دلار هزینه صرف کارهای تبلیغاتی می کند. بیت العدل حیفا کوشیده است تا در این دور از فعالیت جدید و در اجرای طرح روحی در حد و اندازه یک اپوزیسیون فعال موضع بگیرد و این امر را می توان از پیام 26 نوامبر 2003 بیت العدل حیفا دریافت. در حقیقت با ارسال این پیام و آغاز اجرای طرح روحی در ایران، فرقه بهائیت شیوه تبلیغاتی جدیدی را در برخورد با نظام اسلامی ایران در پیش گرفته است که به زعم خودشان شیوه ای هجومی می باشد. به همین مناسبت در سال 1380 سیزده نفر از بهائیان به اصطلاح مستعد ، زیر پوشش های مختلف از ایران به امارات متحده عربی – دوبی- رفته و در آنجا دوره های آموزشی کتاب هایی را که برای اجرایی کردن طرح روحی تدوین و تألیف شده است ، آغاز کردند. اعزام مبلغین به دوبی با این اهداف صورت پذیرفت: 1- فراگیری چگونگی تبلیغ گسترده و مخفیانه در جمهوری اسلامی ایران. 2- فراگیری راه های جدید فریب مسلمانان شیعه ایرانی. 3- فراگیری چگونگی انتخاب هدف یا سوژه بی آنکه گرفتار مأموران شوند. رفت و آمد سالانه صدها هزار مسافر که برای خرید و تفریح به دوبی می روند ، زمینه ای مناسب و دلخواه برای سرکردگان بیت العدل حیفا است . دوبی در حقیقت به شکارگاه آنان برای صید نیروهای نا آگاه جدید مبدل شده است. برای اجرای طرح روحی تا کنون 9 عنوان کتاب تألیف و آماده شده و به اکثر زبانهای دنیا نیز ترجمه شده است که عناوین برخی از کتاب ها عبارتند از: کتاب اول : تأملاتی بر حیات روح انسانی مشتمل بر: فهم آثار مبارکه بهایی دعا و مناجات حیات و ممات کتاب دوم: قیام به خدمت مشتمل بر: شوق تبلیغ تزیید معلومات در مواضیع امری معرفی عقاید بهایی کتاب سوم: آموزش دروس امری به اطفال ، کلاس اول مشتمل بر: بعضی از مبانی تربیت بهایی دروسی برتی کلاس اول اطفال اداره کلاس برای اطفال کتاب چهارم: دو مظهر ظهور الهی مشتمل بر: عظمت این یوم حیات حضرت باب حیات حضرت بهاء الله کتاب پنجم: آموزش کلاسهای اطفال ، کلاس دوم و سوم مشتمل بر : دروسی برای کلاس دوم اطفال دروسی برای کلاس سوم اطفال کتاب ششم : تبلیغ امرالله مشتمل بر: طبیعت روحانی تبلیغ خصائص و ویژگی های نبلغ اقدام به تبلیغ کتاب هفتم : یاری به دیگران در مطالعه کتب 6-1 مشتمل بر : سبیل روحانی تیوتر شدن استفاده از هنرها کتاب هشتم: عهد و میثاق مشتمل بر: میثاق الهی میثاق حضرت بهاء الله کتاب نهم: رفاه خانواده مشتمل بر: حیات خانواده بهایی اعطاء : اساس روحانی رفاه مرکزیت بهائیت در حیفا توصیه کرده است که در ایران به دلیل حاکمیت نظام اسلامی و وجود شرایط خاص ، طرح روحی از سن 16 سالگی آغاز شود و کودکان بهائی از سن 12 تا 15 سالگی و در صورت امکان به همراه بزرگترهایشان با هدف فریبکاری به کارهای خیریه و عام المنفعه نظیر عیادت از بیماران در بیمارستان ها ، نظافت پارک های محل و معابر کوهستانی ، مراجعه به آسایشگاه سالمندان و کمک به سالخوردگان بپردازند. در اردیبهشت 1383 بخشی از طرح روحی که مربوط به آموزش راهنمایان و مبلغان بود ، به پایان رسید و تعدادی راهنما یا "تیوتر" آماده فعالیت شدند. به همین سبب و بنا به دستور بیت العدل حیفا ، حرکت و هجوم تبلیغاتی بهائیان به بیرون و به سمت جوامع غیر بهائی آغاز شد. در همین زمان خانجانی ، عضو برجسته و منشی محفل ملی بهائیان ایران ، طی ابلاغیه ای رسمی به کلیه بهائیان ایران تأکید کرد که: " ما نبایستی فقط به دوستانی اکتفا کنیم که از قبل در زمره دوستان درآمده اند ، زیرا این امر به علت محدود بودن دایره این دوستی ها ، ناچاراً به تدریج اقدامات ما را محدود و متوقف خواهد نمود و بایستی با طرح دوستی ها و صمیمیت های جدید و پس از حصول اطمینان از طریق معاشرت های خانوادگی و گفتگوهای هدفمند، دایره دوستان مطمئن خود را مرتباً اتساع ببخشیم تا امکان لازم برای یافتن نفوس مستعده فراهم گردد." این ابلاغیه محفل ملی بهائیان ایران ، عملاً به بیرون این فرقه دستور می دهد که از طریق نفوذ در خانواده های ایرانی و همکاران اداری و دوستان و همسایه گان از رهگذر تبلیغات وسیع و مستمر ، بر دامنه و تعداد بهائیان مقیم ایران بیفزایند. پس از ابلاغ پیام 26 نوامبر 2003 بیت العدل حیفا به بهائیان ایران، مؤسسات آموزشی بهائیت به کار تربیت راهنمایان بهایی سرعت بخشیدند . به طوری که هم اکنون بنا به گفته بهائیان تعداد راهنمایان و مبلغان بهائی به ده هزار نفر می رسد و این خود زنگ خطری است که مسئولان فرهنگی و عقیدتی جمهوری اسلامی موضوع برخورد با بهائیان را در دایره تساهل و تسامح نیندازند، زیرا دشمن بیدار و هوشیار در کمین شکار جوانان ما نشسته است. محفل ملی بهائیان ایران، که نزد بهائیان به عنوان "یاران ایران" شناخته می شوند، اصرار دارد تا جامعه بهائیت ایران با مظلوم نمایی توجه جهانیان را به وضع خود معطوف دارند. پیروان فرقه بهائیت بر اساس طرح روحی آویختن به حربه های دروغین را نیز جایز می شمارند. از جمله یکی از اعضای محفل ملی بهائیت ایران با تکیه بر دستور العمل بیت العدل مبنی بر اینکه باید با افراد غیر بهائی ارتباط برقرار کرد، نفوذ در جوامع روستایی و کوچک را زیر این پوشش که ما بهداشت یار هستیم و یا به عنوان مسئول برای خدمت به شما آمده ایم ، به هر وسیله ای برای شناسایی افراد مستعد و جذب آنها به بهائیت اقدام می کنند:" اگر فرضاً دوستان ایده هایی را بیان می دارند مانند اینکه بهداشت یار هستیم و ...اینها هدف نیستند، بلکه محملی است برای شناسایی افراد مستعد و اینکه آنها را وارد پروسه مؤسسه آموزشی و تبلیغاتی روحی نماییم." او بهره برداری از دوستان دوران مدرسه ، مهاجران فقیر افغانی ، کمک مالی به خانواده های مستمند و ایجاد کلاسهای آشپزی و هنری ، رفت و آمد به کتابخانه ها و سمینارهایی که در فرهنگسراها برگزار می شود ، وسیله ای برای ایجاد ارتباط مخفی و سپس تبلیغ بهائیت می داند. بر اساس برنامه طرح روحی ، هر خانواده بهائی در ایران باید چند راهنما داشته باشد تا بتوانند با خانواده های غیر بهایی مرتبط شوند و با این توصیف در هر نقطه ای که یک یا چند خانواده بهایی وجود دارد ، خانواده های مسلمان و غیر بهایی باید در معرض تهدیدات ناشی از تبلیغات بهائیان قرار داشته باشند. مؤسسه روحی عنوان اصطلاح "همراه" را برای تمامی افرادی که در دوره های مؤسسه شرکت می نمایند ، صرف نظر از محل سکونتشان ، خواه دانشجو و یا معلم باشند استفاده می نماید. این همراهان فی الواقع همکار یکدیگرند، چونکه همه در هدف مؤسسه که استفاده از این دوره ها به جهت به اصطلاح خدمت به امرالله و رفاه و آسایش بشریت است سهیم و شریکند. در هر گروه یک نفر به عنوان "تیوتر" یا راهنما می باشد که دارای تجربه بیشتری است و بقیه اعضاء عبارتند از " همراهانی" که در مسیر تعلیم خود در این دوره از او کمک می گیرند. البته همه همراهان به خوبی می دانند که این جریان تعلیمی دو جانبه است. هر یک از همراهان خود مسئولیت فراگیری را به عهده می گیرد و راهنما تسهیل گر این جریان تعلیمی می باشد. برای مطالعه دروس روحی ، همراهان که شامل مبتدیان هم می شوند باید سه مرحله از احاطه و درک را طی نمایند: مرحله اول: فهم کلی و اساسی معانی کلمات و جملات نصوص مبارکه است که محور مطالعه در این دوره ها می باشد. مرحله دوم: فهم و ادراک با به کار بستن و تطبیق بعضی از مفاهیم نصوص بهائی در زندگی روزانه مرتبط است. مرحله سوم از فهم و ادراک ، همراهان باید درباره نحوه اجرای مفاهیم نصوص بهائی در موقعیتهایی که هیچ ارتباط مستقیم و واضحی با موضوع نص ندارد ، تفکر و تعمّق نمایند. اهداف آموزشی کتابهای روحی: مهمترین هدف بلند مدت بهائیت از اجرای طرح روحی رفع استیحاش از جامعه مسلمانان نسبت به بهائیت می باشد و سعی می نمایند تا با طرح و آموزش مسائل کلی در زمینه مسائل اخلاقی و انسانی به مبتدیان و همسایگانشان وحشت و نفرت موجود در جوامع مسلمان نسبت به بهائیت و بهائیان را بزدایند. و این تصور را که آنها کافر و خارج از دین می باشند را از ذهن افراد جامعه زدوده و پس از چندی همین افراد جامعه را به هواداری از حقوق باصطلاح پایمال شده ایشان وادارند. اهداف اعلام شده از طرف بیت العدل برای اجرای طرح روحی: هدف از آموزش کتاب اول " فهم آثار مبارکه بهائی" است که شرکت کنندگان را بخواندن آثار و تفکر در آن ، که با نصوص یک جمله ای شروع شده ، عادت دهد. در کتاب دوم سعی بر افزایش معلومات امری فرد و تشویق وی به تبلیغ بهائیت دارد. در کتاب سوم سعی در کمک به اشخاصی دارد که مایل به انجام خدمت عظیم اداره کلاسهای منظم برای تربیت روحانی اطفال می باشندو فرض بر این است که افرادی که آن را مطالعه می نمایند لااقل دوره کتاب یک روحی را به اتمام رسانده باشند. در کتاب چهارم به آموزش تاریخ زندگانی و ظهور باب و بهاء الله می پردازد. در کتاب پنجم نیز به آموزش کسانی که مایل به اداره کلاسهای دوم و سوم اطفال هستند می پردازد. در کتاب ششم نیز به افزایش مهارتهای تبلیغی افراد و آموزش تبلیغات اثربخش می پردازد. در کتاب هفتم تلاش می شود تا افراد راهنمای(تیوتر) بیشتری برای اجرای طرح روحی تربیت شوند. طرح استفاده از منابع کمک آموزشی و جزوات و نوارهای تبلیغی همراه با آموزش روحی: جایگاه و پایگاه اجرای طرح روحی ، بیوت تبلیغی است که عموماً در منازل افراد بهائی و با دعوت از یک یا چند نفر مبتدی که قبلاً از طریق تبلیغات عمومی در مکانهای عمومی ، محیط کار، مدرسه ، اتوبوس ، تاکسی ، همسایگان و ...و یا از محیط اینترنت شکار شده اند ، تشکیل می گردد. به دنبال چند جلسه گفتگوهای دوستانه و جلب اعتماد مبتدیان ، کتاب اول روحی در اختیار مبتدیان قرار گرفته و در هر جلسه صفحاتی از این کتاب توسط همه افراد حاضر در جلسه اعم از بهائی و مبتدی با صدای بلند خوانده شده و درباره آن بحث و گفتگو شده و نهایتاً توسط راهنما که نقش معلم و به تعبیری مبلغ را دارد ، نتیجه گیری شده و به سؤالات و شبهات افراد پاسخ داده می شود. از جمله ویژگی های این جلسات ، شروع با قرائت فقراتی از دعاهای بهائی خصوصاً از کتاب ادعیه محبوب بهاء الله است که حتی توسط افراد مبتدی نیز اجرا می شود. همزمان با پیشرفت مطالعه کتب روحی ، در هر جلسه و متناسب با روحیات و معلومات مبتدیان ، انواع و اقسام جزوات تبلیغی ، مقالات ، منتخب ادعیه بهائی، CD ، فیلم ، عکس رهبران بهائی َ، نوارهای صوتی ، سخنرانی و یا موسیقی و شعرهای شعرای بهائی ، آدرس سایتها و وبلاگهای بهائی ، آدرس و مشخصات رادیو و تلویزیون بهائی و ... به تدریج در اختیار مبتدیان قرار داده می شود. به دنبال چند ماه مطالعه و تکمیل دو یا سه کتاب از کتب روحی ، از مبتدیان سؤال می شود که آیا بهائیت را به عنوان یک دین جدید و مطابق با نیازهای بشر امروز قبول دارند یا خیر ؟ به دنبال تائید فرد مبتدی ، وی در زمره "مصدقین بهائیت" قرار می گیرد و سپس از وی خواسته می شود که به عنوان یک نفر بهائی شروع به تبلیغ بهائیت و جذب افراد جدید که عمدتاً از افراد خانواده و یا دوستان و آشنایان نزدیک هستند به این بیوت تبلیغی بهائی نموده و در بعضی مواقع همین مصدقین را به عنوان مدرس(تیوتر) کتب روحی برای مبتدیان جدید به خدمت می گیرند. +نوشته
شده درجمعه یازدهم فروردین 1391ساعت
1:21
توسط
منتظر
>
+نوشته
شده دریکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت
19:42
توسط
منتظر
>
چند روز قبل که مریض شدم رفتم دکتر یکسری دارو بهم داد تا زودتر خوب شوم.امروز که داشتم دارو میخوردم یاد یکی از احکام جالب بهاییت افتادم که به تازگی خونده بودم ،که کسی که بیمارمیشود حق رجوع به طبیب حاذق را دارد ولی نمیتواند دارو مصرف کند چون در کتاب مقدس البیان آمده:"استعمال دارو مطلقا حرام است"1 حالا دیگه این پزشک رفتن چه فایده ای داره ،اینو فقط حضرت باب میدونه که چنین حکمی را از طرف خدا آورده!!! این هم از احکام نجات بخش دین بهاییت دیگه!!! پینوشت..................... 1.البیان فارسی ص323 تصورکنید در موقعیتی قرار گرفته اید که جانتان در خطر است ومجبورید برای نجات خود بسیاری از عقایدتان را کتمان کنید.آیا این کار رامیکنید؟ این یکی از احکامی است که بهائیت برای نجات بشر امروزی به ارمغان آورده است که حتی رهبرانشان به آن عمل نمیکنند. +نوشته
شده دریکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت
19:41
توسط
منتظر
>
+نوشته
شده درپنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت
1:40
توسط
منتظر
>
ضعف سازمانی، به مثابه جلوه بارز ضعف اندیشه و سستی رفتار بهائیان، در بیتالعدل انعکاس یافته است. بیتالعدل، که سعی میکند همچون حزبی فراگیر عمل نماید، فاقد انسجام سازمانی و ارتباطات لازم میان اعضای خویش است. مقاله حاضر ضعف این جریان انحرافی، و تضادها و پرسشهای ناشی از آن برای بهائیت را بررسی نموده است. سازمان ادارى بهائیان که شوقى افندى آن را "نظم ادارى امرالله" نامیده، زیر نظر مرکز ادارى و روحانى بهائیان موسوم به "بیتالعدل اعظم الهى" اداره مىشود که در شهر حیفا (واقع در فلسطین اشغالى) قرار دارد. عباس افندى (عبدالبهاء)، دومین رهبر بهائیت، در "الواح وصایا"، که به منشور و میثاق جامعه بهائیان شهرت دارد، سازمان رهبرى و ادارى بهائیان را بر دو رکن ــ "ولى امر" و "بیتالعدل" ــ بنیان نهاده و ضمن برشمردن حوزه اختیارات هر کدام، اعضاى سازمان بیتالعدل، ایادى امرالله و همه آحاد بهائیان را به تبعیت از دستورات ولى امرالله فراخوانده است. او ولىامر را به عنوان عضو ارشد و ریاست دائمى و عزلناشدنی بیتالعدل منصوب کرده، و اختیارات گستردهاى، نظیر اخراج یا تنبیه اعضاى خطاکار بیتالعدل، براى وى برشمرده است. بر اساس منشور بهائیان، که عباس افندى آن را در قالب "الواح وصایا" تدوین کرده است، ولىامر موجود باید ولىامر بعد از خود را معرفى و تعیین کند و سازمان ادارى بهائیان در همه اعصار باید تحت اشراف و نظارت عالیه ولىامر اداره شود. با وجود این، از زمان فوت شوقى افندى (سومین پیشوا و اولین ولى امر سازمان بهائیت) تا کنون نزدیک به پنجاه سال است که تشکیلات موسوم به بیتالعدل، برخلاف منشور و دستورات عبدالبها، جایگاه ولىامر را از سازمان ادارى بهائیان حذف نموده است و به تنهایى و بىحضور ولىامر، مدیریت جامعه بهائیان را بر عهده دارد و بدینسان، سازمان بهائیت را با بحران مشروعیت مواجه ساخته است. نحوه تشکیل بیتالعدل عنوان بیتالعدل، اول بار توسط حسینعلى بهاء در کتاب "اقدس" به کار رفت. بر اساس نظر وى، در هر شهر و محلهاى که حداقل نُه تن بهائى در آنجا ساکن باشند، تشکیل بیتالعدل واجب است. عباس افندى (جانشین بهاء) به دنبال مسافرت به کشورهاى اروپایى و امریکایى، دایره تشکیلاتى بیتالعدل را بسیار فراتر از آن چیزى که بهاء پیشبینى کرده بود، گسترش داد و آن را رکن و مرکز تشریع (یکى از دو رکن و مرکز اصلى سازمان بهائیت) تلقی نمود. رهبرى سازمان به عنوان ولى امرالله (رکن اول) مرکز تبیین، و تشکیلات بیتالعدل (به عنوان رکن دیگر) مرکز تشریع نامیده شد. پس از عباس افندى به دلایلى همچون ناتوانى و ضعف شخصیتى شوقى افندى، بنیانهاى تهى و سستِ مرام بهائیت، بىرغبتى مردم براى گرایش به این مسلک (بهرغم تبلیغات بسیار گسترده و فراگیر آن)، ریزش تعداد بسیاری از پیروان، و از همه مهمتر تجارب مثبت نودینان امریکایى در امر سازماندهى فرقههاى به ظاهر دینى، و تأکید و توصیه دستهای از حکام دولت غاصب اسرائیل بر تأسیس هرچه سریعتر بیتالعدل، سیر شکلگیرى بیتالعدل در دوره شوقى شدت بیشترى به خود گرفت و بر همین اساس "هیأت بینالمللى بهائى" (جنین بیتالعدل) تشکیل، و میسن ریمى امریکایى توسط شوقى به ریاست آن منصوب شد. شوقى در 1957. م/1336. ش به طور مشکوکى در لندن فوت کرد. همزمان با مرگ مشکوک وى و بهرغم وجود و ادامه فعالیت هیأت بینالمللى بهائى، خانم روحیه ماکسول (بیوه شوقى) بدون کمترین توجه به هیأت منصوب شوقى، عملاً مدیریت تشکیلات بهائیت را به عهده گرفت. ماکسول ابتدا هیأتى سه نفره را (متشکل از خود، جان فرابى و حسن موقر بالیوزى) تشکیل داد، سپس هیأت بینالمللى بهائى را، که در زمان حیات شوقى براى استقرار بیتالعدل تأسیس شده و میسن ریمى ریاستش را بر عهده داشت، ملغى اعلام کرد. هیأت سه نفره در گام بعدى، اعضاى ایادى امرالله را از سراسر جهان دعوت نمود و با حضور آنها (که 27 تن بودند) هیأت نُه نفرهاى از ایادى به عنوان "هیأت ایادى امرالله مقیم ارض اقدس" انتخاب شد. همزمان با این امر، میسن ریمى (منصوب شوقى) از جمع ایادى امرالله طرد، و به بهائیان مقیم کشورهاى جهان نیز اعلان شد که از هرگونه تماس با او و طرفدارانش خوددارى کنند. محفل ملى بهائیت در فرانسه نیز، که از طرفداران میسن ریمى تشکیل مىشد، منحل گشت و سایر حامیانش از عضویت سازمان بهائیت اخراج شدند. هیأت ایادى امرالله مقیم ارض اقدس به مدت شش سال (1957ــ1963. م) اداره تشکیلات بهائیت را بر عهده داشت و طى این مدت، تعداد محافل ملى از نٌه به 56 محفل افزایش یافت. سرانجام در 1963 (1342. ش) با حضور نمایندگان 56 محفل ملى، نخستین انتخابات بیتالعدل برگزار و طى آن سه ایرانى، چهار امریکایى، یک انگلیسى و یک ایرلندى، جمعاً نُه نفر به عنوان اعضاى بیتالعدل انتخاب شدند. بر اساس قانون اساسى بیتالعدل، اعضاى آن هر پنج سال یک بار با حضور نمایندگان محافل ملى کشورها و اجتماع آنها در قالب "انجمن شوراى بینالمللى بهائى"، با رأى اکثریت این شورا انتخاب مىشوند و تاکنون طى سالهاى 1963ــ2003. م نُه دوره انتخاب بیتالعدل برگزار شده است. اختیارات و وظایف بیتالعدل نسبت به جوامع و آحاد بهائى، نامحدود و فاقد هر نوع قید و شرط است، همچنان که تسلیم بودن جوامع و آحاد بهائى در قبال اوامر و تصمیمات بیتالعدل نیز مطلق و فاقد قید و شرط مىباشد. بیتالعدل به لحاظ ساختار، داراى واحدهاى سازمانى گستردهاى است که از طریق این واحدها، تمامى عرصههاى فردى و اجتماعى بهائیان جهان را پوشش مىدهد. در واقع، ساختار بیتالعدل همانند ساختار حزبى فراگیر است که اعضاى آن، خود را در هر حال ملزم به رعایت اصول حاکم بر حزب میدانند و هر کدام از اعضا در یک یا چند واحد سازمانى حزب مشغول فعالیتاند. به علاوه، تمامى بهائیان باید طىّ تشریفات خاصى، به عضویت سازمان بهائیت درآیند و کسانى که این تشریفات را رعایت، و تعرفه عضویت در سازمان بیتالعدل را تکمیل نکنند، بهائى شناخته نمیشوند و از مزایاى حزبى و حمایتهاى سازمانى محروم خواهند بود. [1] درخور ذکر است که پس از مرگ شوقى، جمعى از بهائیان که بر لزوم حضور و استمرار ولایت امر باور داشتند، یکى از ایادى امر به نام چارلز میسن ریمى را (که شوقى او را به ریاست هیأت بینالمللى بهائى منصوب کرده بود) به عنوان ولىامر دوم خود برگزیدند. میسن ریمى در 1974. م مرد و پس از وى جوئل مارانژلا به عنوان ولىامر سوم و در حال حاضر نیز نصرتالله بهرهمند در جایگاه ولىامر چهارم قرار دارد. مقرّ اصلى طرفداران میسن ریمى فعلاً در کشور استرالیاست. این گروه، که خود را بهائیان راستین مىخوانند، تحت عنوان بهائیان ارتودکس در کشورهاى مختلف از جمله امریکا، هند، استرالیا، و کانادا فعال، و داراى مراکز تبلیغى و محافل تشکیلاتى مىباشند. بحران ناشى از خلأ وجود ولىامر طبق دستور رهبران بهائیت، مدیریت جامعه بهائیان بر عهده ولایت امر (سازمان تبیین) و تشکیلات بیتالعدل (سازمان تشریع) میباشد. از منظر شوقى افندى، اولین ولىامر بهائیان، "این نظم بدیع ــ سازمان مدیریت بهائیان ــ بر دو رکن استوار است رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه است که مصدر تبیین است ــ سازمان تبیین ــ و رکن ثانى بیتالعدل اعظم الهى ــ سازمان تشریع ــ که مرجع تشریع است. "[2] بر اساس این نگرش، سازمانهاى تبیین و تشریع باید در کنار هم وظایف محولشده را انجام دهند و هیچ یک نمىتواند جانشین دیگرى گردد و در حوزه وظایف دیگرى مداخله کند و "انفصال رکنین نظم بدیع نیز از یکدیگر ممتنع و محال است"[3] و ثبات، دوام و استقرار جامعه بهائى ناشى از وجود ولایت امر میباشد و "هرگاه ولایت امر ــ سازمان تبیین ــ از نظم بدیع حضرت بهاءالله ــ سازمان تشریع ــ منتزع شود، اساس این نظم، متزلزل و الىالابد محروم از اصل توارثى مىگردد. "[4] در این چارچوب که رهبران بهائیت آن را ترسیم کردهاند، هیچ فردى حق اعتراض و اظهارنظر ندارد و همه بهائیان مکلّفاند در مسیر تعیینشده حرکت نمایند. "... و جمیع افنان و ایادى و احباى الهى باید اطاعت او نمایند و توجه به او کنند.... این کلمات را مبادا کسى تأویل نماید و مانند بعد از صعود، هر ناقض ناکسى بهانهاى کند و عَلَم مخالفت برافرازد و خودرأیى کند و باب اجتهاد باز نماید، نفسى را حق رأیى و اعتقاد مخصوصى نه. باید کل، اقتباس از مرکز امر ــ ولىامر ــ و بیت عدل نمایند و ماعَداهُما کل مخالف فى ضلال مبین. "[5] بر اساس نوشته رهبران بهائیت، سامانیابى، همبستگى درونى و نیز تأمین مصالح جامعه بهائى در سایه توافق، استمرار و تداوم همکارى نهاد ولىامر و سازمان بیتالعدل محقق مىشود. این دو باید در حوزه اختیارات دیگرى مداخله و همدیگر را تضعیف نکنند و "چون این دو مؤسسه ــ سازمان تبیین و سازمان تشریع ــ لاینقسم متفقاً به اجراى وظایف پردازند، امور تمشیت پذیرد و اقدامات جامعه مرتبط گردد و مصالح امرالله ترویج یابد. "[6] بر همین اساس، سازمانهاى یادشده "هیچیک نمىتوانند به حدود مقدسه دیگرى تجاوز نماید و هرگز نیز تعدى نخواهد نمود. هیچیک درصدد تضعیف سلطه و اختیارات منصوصه مسلمه دیگرى، که از طرف خداوند عنایت گشته است، بر نخواهد آمد"[7] و هر مؤسسهاى که بر خلاف منشور بهائیان ــ الواح وصایا ــ ایجاد گردد، ولو نام بیتالعدل اعظم الهى بر خود نهد، درخور اعتنا نیست و فاقد مشروعیت است: "... هر هیأتى که به نظام الهى و بر حسب تعلیمات و اصول و شرایط سماویه، که در صحف الهیه مشروحاً مثبوت و مسطور است، کاملاً کماینبغى و یلیق لهذا المقام الرفیع و المرکز المنیع انتخاب و تشکیل نشود آن هیأت از اعتبار اصلى و رتبه روحانى ساقط، و از حق تشریع و وضع احکام و سنن و قوانین غیرمنصوصه ممنوع، و از اشرف اَسنى و قوه مطلقه علیا محروم" است. [8] چنانکه اشاره شد، طبق نظر بنیانگذاران بهائیت، ولىامر، علاوه بر آنکه رکن اول و اعظم سازمان مدیریت بهائیان است، عضو ارشد و ریاست دائمى و عزلناشدنی تشکیلات بیتالعدل ــ سازمان تبیین ــ نیز هست. عباس افندى به موجب آنچه در الواح وصایا آمده، ولىامر را به عنوان ریاست همیشگى بیتالعدل ــ سازمان تبیین ــ انتخاب، و ضمن تأکید بر لزوم تبعیت بهائیان در همه اعصار از دستورات ولىامر تصریح کرده است که "... ولىامرالله رئیس مقدس این مجلس و عضو اعظم ممتاز لاینعزل" است[9] و "جمیع اغصان و افنان و ایادى امرالله باید کمال اطاعت و تمکین و انقیاد و توجه و خضوع و خشوع را به ولىامرالله داشته باشد. "[10] افزون بر این، تشخیص تصمیمات غلط بیتالعدل، و منطبق ساختن این تصمیمات با منصوصات رهبران بهائیت بر عهده ولىامر است. به نوشته کتاب دور بهائى، "هر چند ولىامرالله رئیس لاینعزل این مجلس فخیم ــ بیتالعدل ــ است... و لکن هرگاه تصمیمى را وجداناً مباین با روح آیات منزله تشخیص دهد باید ابرام و تأکید در تجدیدنظر آن نماید. " بنابراین، طبق دستورات دومین رهبر بهائیان ــ عباس افندى ــ اعضاى سازمان بیتالعدل، ایادى امرالله، رجال مؤثر بهائى، و همه آحاد بهائیان باید در برابر ولىامرالله خاضع، و مطیع دستورات و فرمانهاى وى باشند و بر اساس همین اختیارات گسترده است که او مىتواند نسبت به تنبیه یا اخراج اعضاى خطاکار بیتالعدل اقدام نماید و "چنانچه عضوى از اعضا ــ بیتالعدل ــ گناهى ارتکاب نماید که در حق عموم ضررى حاصل شود، ولىامرالله صلاحیت اخراج او را دارد. "[11] بر اساس همین نگاه است که ولىامر به عنوان مهمترین کانون این جماعت، مسئولیت دریافت و توزیع اموال عمومى بهائیان را نیز برعهده دارد و "... حقوقالله راجع ولىامرالله است تا در نشر نفحاتالله و ارتفاع کلمهالله و اعمال خیریه و منافع عمومیه صرف گردد. "[12] همچنین، طبق دستورات رهبران بهائى، وجود مُبیّن (یعنى تبیین و تفسیرکننده متون مقدس بهائیان) برای تبیین و تفسیر متون بهائى در همه اعصار، از منصوصات و تصریحات انکارناپذیر است و این وظیفه در طی زمان از ولىامر موجود به ولىامر بعدى منتقل مىگردد و هیچ نهاد و سازمان دیگرى حق تفسیر، توجیه و تبیین متون را ندارد. شوقى افندى در کتاب "دور بهائى" از قول عبدالبها در خصوص اهم وظایف ولىامر گفته است: "اوست مبیّن آیاتالله" و عبدالبهاء نیز تصریح کرده است: "اى احباى الهى، صریح کتاب این است که اگر دو نفس در مسائل الهیه جدال و بحث نمایند و اختلاف و منازعه نمایند هر دو باطلاند... اگر اندک معارضهاى به میان آید، سکوت کنند و حقیقت حال را از مبیّن ــ ولىامر ــ سؤال کنند. "[13] عبدالبها در این فراز از سخن خود، ولىامر را علاوه بر تبیینکننده امر الله در کرسى رافع اختلافات و منازعات بهائیان نشانده و همه آحاد بهائیان را به تبعیت از وى فرا خوانده است و اینکه: "... ولىامر حاضر و ولاه امر در مستقبل ایام باید با اقوال و اعمال خود کاملاً به حقیقت این اصل مهم آیین نازنین ما شهادت دهند و با روش و سلوک خود حقیقت این اصل را بر اساس متین استوار سازند. "[14] ولىامر، از نظر نصوص بهائى، نماد وحدت و همدلى جامعه بهائیت است و بدون آن، بهائیان از هدایت و فیض معنوى محروم مىگردند، و "بدون این مؤسسه ــ و ولىامرالله ــ وحدت و اساس در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فیضى که بر عواقب امور طى دهور احاطه دارد بالنده بىنصیب ماند و هدایتى که جهت تعیین حدود و وظایف منتخبین ضرورى است، سلب شود. "[15] توجه به این نکته لازم است که مطابق تعالیم بهائى، بیتالعدل نمىتواند وظایف ولىامر را انجام دهد، همچنان که ولىامر نمىتواند وظایف بیتالعدل را انجام دهد و این دو سازمان به طور مستقل و هر یک با شرح وظایف معین، جامعه بهائى را اداره مىکنند و "قدرت و اختیارات و حقوق و امتیازات این دو مؤسسه هیچیک با یکدیگر متناقض نیست و به هیچوجه از مقام اهمیت دیگرى نمىکاهد. "[16] این در حالى است که در حال حاضر تشکیلات، بدون توجه به دستورات صریح رهبران خود، رکن اول و اعظم سازمان ادارى بهائیان ــ ولىامر ــ را حذف نموده است و به تنهایى بر کرسى مدیریت جامعه بهائى یکهتازى مىکند! بنابراین با توجه به اینکه اختیارات هر دو سازمان (سازمان ولىامر و سازمان بیتالعدل) را به صورت شفاف رهبران بهائیان تعریف و تعیین کرده و بر مداخلهنکردن هر سازمان در حوزه وظایف دیگرى تأکید فراوان نمودهاند، هیچیک از سازمانهاى یادشده بدون وجود سازمان دیگر و به تنهایى نمیتواند جماعت بهائیان را اداره کند و در این صورت موضوعیت و مشروعیت خود را از دست مىدهد و نمىتواند وظایف و رسالت خود را تحقق بخشد. مضافاً اینکه هیچیک از این سازمانها نمىتوانند در جایگاه سازمان دیگر قرار گیرند و وظایف و رسالت آن را انجام دهند. از منظرى دیگر، با عنایت به اینکه در نظامنامه ادارى بهائیان، ولىامر، عضو ارشد و ریاست دائمى بیتالعدل خواهد بود، در صورتى که با تسامح یا بر اساس مصالح و ضرورتهایى ناگزیر از قرار گرفتن یکى از سازمانهاى یادشده در جایگاه دیگرى باشد، این سازمان ولىامر است که مىتواند متناسب با جایگاه خود، در جایگاه بیتالعدل قرار گیرد و در غیاب بیتالعدل وظایف آن را تحقق بخشد، ولى سازمان بیتالعدل با هیچ فرضى نمىتواند به جای سازمان ولىامر قرار گیرد؛ اتفاقى که در حال حاضر سازمان بهائیان را دچار بحران فزاینده نموده و این جماعت را با معمایى لاینحل مواجه ساخته است. علاوه بر نصوص و دستورات یادشده، در دهها نوشته دیگر از رهبران بهائیت تأکید شده که ولىامر، رکن اعظم و اول سازمان مدیریت بهائیان و رئیس و عضو ارشد بیتالعدل است و تبعیت همه آحاد و رجال بهائى از وى واجب مىباشد، اساس سازمان مدیریت بهائیان بدون ولىامر متزلزل مىگردد، سازمان بیتالعدل فقط با ریاست و حضور ولىامر معنا و موضوعیت مییابد و بدون وجود و حضور ولىامر فاقد مشروعیت مىباشد؛ اتفاقى که قریب نیم قرن در سازمان مدیریت بهائیان رخ داده، جامعه بهائیان را با مشکل اساسى و بنیادى دچار ساخته، ریزش جماعت زیادی از سازمان بهائیت را موجب گردیده، پرسشهاى بسیاری را متوجه سازمان بیتالعدل نموده و این سازمان را به آشفتهگویى و تناقضگویى وادار ساخته است. با توجه به توضیحات فوق، حذف سازمان ولایت امر از سازمان مدیریت بهائیان و قرار دادن تشکیلات بیتالعدل به جاى ولىامر، در تعارض آشکار با دستورات و نوشتههاى بنیانگذاران بهائى قرار دارد، زیرا به پیامدهاى مهم و سوء زیر (از نظرگاه بهائیت) مىانجامد: 1ــ حذف ستون و رکن اول و اعظم سازمان مدیریت بهائیان؛ 2ــ حذف تکیهگاهى که مانع تزلزل جامعه بهائیت مىشود؛ 3ــ حذف وجودى که بهائیان معتقدند به موجب وجود و حضور او کسب فیض مىکنند؛ 4ــ حذف عضو ارشد و ریاست دائمى بیتالعدل؛ 5ــ حذف مقامى که ناظر بر تصمیمات و اعمال اعضاى بیتالعدل میباشد و قرار است از تصمیمات غلط بیتالعدل جلوگیرى کند و به وسیله آن، افراد خاطى در سازمان بیتالعدل تنبیه یا اخراج شوند؛ 6ــ حذف مرجع کل جامعه بهائیان؛ 7ــ حذف تنها مرجع مشروع (از دیدگاه بهائیت) براى دریافت و توزیع پولهایى که بهائیان (به عنوان حقوقالله) به تشکیلات مىپردازند؛ 8ــ حذف مقامى که رسماً تبیین متون و نوشتههاى رهبران بهائى را برعهده دارد، و حذف.... پرسشهاى بىجواب این تناقض و دوگانگى در رفتار و نظر کارگزاران بهائى، پرسشهاى متعددى را فراروى آنان قرار مىدهد که باید براى پیروان این مسلک پاسخگو باشند. از جمله: 1ــ شوقى در کتاب "دور بهائى" گفته است: "با حذف مؤسسه ولایتامر، نظم جهانى حضرت بهاءالله تحریف شده و براى همیشه از آن اصل موروثى، که طبق نص حضرت عبدالبها همیشه مورد حمایت قانون الهى بوده است، محروم مىگردد. " بدینترتیب آیا بیتالعدل از طریق حذف ولایت امر، بزرگترین تحریف و انحراف را در مسلک بهائیت ایجاد ننموده و جامعه بهائیان را براى همیشه از اصل موروثى مورد نظر شوقى افندى محروم نساخته است؟ 2ــ با توجه به تأکید شوقى افندى مبنى بر اینکه "هرگاه ولایت امر از نظم بدیع حضرت بهاءالله منتزع شود، اساس این نظم متزلزل گردد. بدون این مؤسسه وحدت امرالله در خطر افتد و بنیانش متزلزل"، آیا مؤسسه ولایت امر امروز وجود خارجى دارد و نبود آن بنیان جامعه بهائى را متزلزل نمىسازد؟ 3ــ نصوص و دستورات متعدد بر ضرورت وجود و حضور ولىامر در میان جامعه بهائى چگونه نادیده گرفته شده است؟ 4ــ چگونه سازمان بیتالعدل به خود اجازه داده که مهمترین سند و منشور ادارى بهائیان ــ الواح وصایا ــ را که موجودیت خود را از آن کسب کرده است، به دور اندازد و به مفاد آن کوچکترین وقعى ننهد؟ 5ــ آیا آیین بهائیت مطابق نگرش بنیانگذاران بهائى، بدون وجود و حضور ولىامرالله ارزش و مشروعیتى دارد؟ 6ــ ولىامر (رکن اول و اعظم سازمان بهائیت) در حال حاضر کیست؟ 7ــ آیا رکن دوم سازمان بهائیت (بیتالعدل)، بنا به دیدگاه رهبران بهائى، بدون رکن اول و اعظم (ولىامرالله) اعتبار و مشروعیتى دارد؟ 8ــ وظیفه تطبیق برنامههاى بیتالعدل با تعالیم بهائیت چگونه و به دست چه مرجعى انجام شود؟ 9ــ چه مرجعی به تخلفات بیتالعدل از تعالیم بهائیت رسیدگى مىکند؟ 10ــ عضو ارشد و رئیس دائمى بیتالعدل در حال حاضر چه کسى است؟ 11ــ مرجع مشروع براى دریافت و توزیع پولهایى که بهائیان به تشکیلات مىپردازند کیست؟ 12ــ تبیین متون و نوشتههاى رهبران بهائى به دست چه مرجعى انجام میشود؟ 13ــ دوره ششساله پس از فوت شوقى، که جامعه بهائى بدون ولىامر و بیتالعدل بوده است، بر اساس تعالیم بهائیت چگونه توجیه مىگردد؟ 14ــ خانم روحیه ماکسول به دستور چه کسى و بر اساس کدام اختیارات بلادرنگ، پس از فوت شوقى افندى، هیأت بینالمللى بهائى را، که شوقى افندى آن را تأسیس کرده بود، منحل نمود و گروه دیگرى را به جای آن قرار داد. 15ــ میسن ریمى، عضو هیأت بینالمللى بهائى، که شوقى افندى او را به ریاست این هیأت منصوب کرده بود، به دستور چه کسى و بر اساس کدام اختیارات از مقام خود عزل، و از جامعه بهائیان طرد گردید؟ 16ــ آیا جامعه بهائیان را گریزى از این تناقض هست که تشکیلات بیتالعدل از یکسو فلسفه و ضرورت وجودى خود را به سخنان حسینعلى نورى ــ بهاءالله ــ و عباس افندى مستند سازد و در همان حال دستورات موکد آنها در خصوص ضرورت حضور و استمرار ولىامر را در رأس جامعه بهائیان نادیده انگارد؟ اگر رهبران و هادیان بیتالعدل ذرهاى به مطالبى که در باب مقام و مرتبه رهبران بهائیت منتشر مىکنند، اعتقاد داشتند، بسیار بدیهى مىنمود که وضع کنونى را برنمىتافتند، اما آنان هیچ وقعى به آرزوهاى خانواده میرزا حسینعلى ننهادهاند و درحالىکه بر اساس اظهارات عبدالبهاء در نبود فردى از خانواده میرزا حسینعلى در رأس بهائیت، براى بیتالعدل هیچ اعتبارى منظور نمیشود و از مقام عصمت ادعایى نیز ساقط مىگردد، هماکنون بیتالعدل به تنهایى جامعه بهائیان را رهبرى مىکند. بیتالعدل در مقام پاسخگویى به این پرسش، نسبت به رفتار شوقى افندى نیز به نوعى تعریض کرده و گفته است: "حضرت شوقى افندى طى 36 سال ولایت بدون وجود بیتالعدل اعظم به انجام وظیفه مىپرداختند، اینک بیتالعدل اعظم باید بدون ولىامر فعالیت کند"! ناگفته پیداست که معناى روشن چنین سخنى، همانا تلافى رفتار نامقبول شوقى افندى در گذشته مىباشد. بیتالعدل، همچنین، از پیروان بهائیت درخواست کرده است در مواجهه با چنین سؤالاتى، ایمان خود را تقویت کنند و به همه تعالیم بهائیت یقین داشته باشند تا از انحراف مصون مانند، آنگاه خواهند فهمید که هیچ تناقضى در تعالیم بهائى نیست و "در این زمینه یاران باید اهمیت سلامت فکرى و فروتنى را دریابند.... باید از توجهات مصلحتآمیز درباره حقایق ضروریه بر حذر بود و از این قبیل کبر و غرور فکرى قطعاً اجتناب نمود"! در هر حال، هادیان بیتالعدل و مدعیان مسلک بهائیت باید تکلیف خود را با این تناقض روشن سازند و به استناد متون رهبران خویش، به این پرسشها و دهها پرسش مشابه دیگر پاسخ گویند و توده بهائیان را از باتلاق تناقضها و آشفتگیهاى موجود نجات دهند. تعییننشدن جانشین ولىامر توسط شوقى افندى بر اساس متون منسوب به رهبران بهائى، ولىامر موجود باید ولىامر پس از خود را معرفى و تعیین کند. عباس افندى ــ دومین رهبر بهائیان ــ در "الواح وصایا" با صراحت بر این امر تأکید ورزیده است که "اى احباى الهى ولىامر از زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد. "[17] عقیم بودن یا مانع دیگرى نیز نمىتواند باعث شود ولىامر بعدى تعیین نگردد، چه آنکه طبق دستور عباس افندى در "الواح وصایا"، اگر فرزند ذکور ولىامر، شایسته خلافت و جانشینى نباشد باید غصن و فرد دیگرى به عنوان محور وحدت، مانع از فروپاشى جامعه بهائیان گردد. این نکته بسى حائز اهمیت است که بر اساس پیشبینى رهبران بهائى، سلسله ولایت امر در جامعه بهائیان تا 24 نفر استمرار مىیابد. عباس افندى در تفسیر مکاشفات یوحنا، ضمن مقایسه مسلک بهائیت با ادیان آسمانى یهود، مسیحیت و اسلام، و ادعاى برترى مسلک بهائیت بر این ادیان، تصریح کرده است: "... در هر دوره، اوصیا و اصفیا دوازده نفر بودند: در ایام حضرت یعقوب دوازده پسر بودند و در ایام حضرت موسى دوازده نقیب رؤساى اسباط بودند و در ایام حضرت مسیح دوازده حوارى بودند و در ایام حضرت محمد دوازده امام بودند، و لکن در این حضور اعظم، 24 نفر هستند، دو برابر جمیع، زیرا عظمت این ظهور این چنین اقتضا نماید. "[18] بهرغم جایگاه ممتاز و اختیارات گستردهاى که در کلام رهبران بهائیت براى ولىامر تعریف گشته و بر همین اساس بر ضرورت حضور و استمرار سلسله ولایت امر فراوان تأکید شده و ولىامر موجود به تعیین و انتخاب ولىامر پس از خود مکلف گردیده است، شوق افندى به دستور اجداد و بزرگان خود توجهى ننمود و مطابق نظر بیتالعدلیها، ولىامر پس از خود را انتخاب نکرد و بدینترتیب، جامعه بهائیان را از واسطه فیضى که خود براى آنها قرار داده بود محروم ساخت. معین نشدن ولىامر بعدى توسط شوقى افندى، نقض صریح منشور ادارى، دستورات و نصوص کارگزاران بهائى، و گواه روشنى است بر آشفتگى در مسلک بهائیت. بىتوجهى و غفلت شوقى از تعیین ولىامر پس از خود، درواقع غفلت از تعیین عضو ارشد و رئیس دائمى سازمان بیتالعدل، بىتوجهى نسبت به تعیین و انتخاب مرجع کل جامعه بهائیان، غفلت از تعیین ستون و رکن اول و اعظم سازمان مدیریت بهائیان، غفلت از تعیین تکیهگاهى که مانع تزلزل جامعه بهائیت مىگردد، غفلت از تعیین وجودى که بهائیان به موجب وجود و حضور او کسب فیض مىنمایند، غفلت از تعیین مقامى که از تصمیمات نادرست بیتالعدل جلوگیرى میکند و افراد خاطى در سازمان بیتالعدل را تنبیه یا اخراج مینماید، غفلت از تعیین تنها مرجع صالح دریافت و توزیع حقوقالله بهائیان، غفلت از تعیین مقام مبیّن متون و نوشتههاى رهبران بهائى و... است. جمعبندی: 1ــ اگر بپذیریم که شوقى افندى وصیتى نداشته و ولىامر پس از خود را تعیین نکرده است؛ این پرسش به جد مطرح مىشود که چرا و چگونه شوقى به دستورات اکید پدر بزرگش (عباس افندى) و در واقع به مهمترین سند نظم ادارى بهائیان (الواح وصایا) عمل نکرده است؟ 2ــ اگر مرام میسن ریمى امریکایى را بپذیریم که شوقى افندى داراى وصیّتنامه بوده و به موجب وصیّتنامهاش، میسن ریمى ولى امر دوم بهائیان انتخاب شده، در این صورت وجود سازمان بیتالعدل فعلى، که قریب پنجاه سال است به تنهایى، رهبرى بهائیان جهان را به عهده دارد، چگونه توجیهپذیر است؟! و آیا در این فرض، مشروعیتى براى بیتالعدل کنونى تصور کردنی مىباشد؟! 3ــ با توجه به تأکید عباس افندى بر اینکه "اگر بهائیان دو فرقه شوند و هر یک بیتالعدلى بنا کنند و مخالفت یکدیگر نمایند هر دو باطل است"، [19] تکلیف بهائیان موجود چیست؟ اگر این سازمان، موجودیت و مشروعیتش را از رهبران خود مىگیرد، طبق دستور صریح عبدالبها، سازمان بهائیت به دلیل انشعابات و اختلافات موجود، مشروعیتش را از دست داده و در تاریکخانه بطلان سکنا گزیده است. 4ــ آیا اقدام نکردن شوقى افندى به تعیین جانشین خود و معرفى ولىامر بعدى، گواه اعتقاد نداشتن وى به جایگاهى که خود و سایر رهبران بهائى به گزاف براى ولىامر تعیین کردهاند، نیست؟! 5ــ آیا وجود تناقضات بیشمار در بین گفتار و کردار رهبران بهائیت، تحریف و نوسازى پیاپى متون و نوشتههاى رهبران اولیه، [20] انشعابات متعدد در تمامى ادوار بهائیت و...، همه و همه بیانگر این حقیقت نیست که اساساً در بین کارگزاران و سیاستمداران تراز اول بهائیت، کوچکترین نشانهاى از ایمان و اعتقاد مشاهده نمىشود و... ؟ بهراستى اگر شوقى افندى ــ اولین ولىامر بهائیان ــ به سخنان خود و بنیادگذاران مسلک بهائیت وقعى ننهاده است، آیا سرسپردگى و دلدادگى افراد بهائى به او و دیگر کارگزاران بهائیت، جز فرورفتن در باتلاق انحطاط و ظلمت جهل و تعصب، و محروم ساختن خویش از معنویت و درک حقیقت، و فاصله گرفتن از عقلانیت، توجیه دیگرى دارد؟! پینوشتها [1]ــ واحدهاى سازمانى بیتالعدل از دارالتبلیغ بینالمللى شروع، و به هیأتها و لجنههاى محلى ختم مىگردد. بالاترین مرجع تصمیمگیرى بیتالعدل، دارالتبلیغ بینالمللى است، علاوه بر دارالتبلیغ، واحدهاى: روابط عمومى، دارالآثار، هیأت مهاجرین، دفتر بینالمللى بهائى، دارالآثار جامعه بینالمللى بهائى، با شرح وظایف مخصوص مستقیماً زیر نظر بیتالعدل ادای وظیفه مىکنند. هیأت مشاورین قارهاى، به عنوان یکى از واحدهاى وابسته به دارالتبلیغ بینالمللى، در قالب قارههاى آسیا، اروپا، امریکا، افریقا و اقیانوسیه، از طریق هیأتهاى معاونت خود، مدیریت محافل ملى کشورها را بر عهده دارد. این هیأتها، علاوه بر مدیریت محافل ملى کشورها، دو وظیفه عمده، "صیانت" از تشکیلات و جامعه بهائى و "تبلیغ و نشر" مرام بهائیت را نیز عهدهدار مىباشد. بخش دیگر تشکیلات بیتالعدل، محافل ملى و محلى است که در سطح کشورها فعالاند. محفل ملى، عالىترین سازمان تصمیمگیرى و سیاستگذارى بیتالعدل در هر کشور است که هر ساله طى انتخاباتى، با حضور نمایندگان محافل محلى آن کشور، اعضاى نُه نفره آن انتخاب مىشوند. محفل ملى در واقع رابط جامعه بهائى هر کشور با تشکیلات بیتالعدل، و مجرى سیاستها و اهداف بیتالعدل در آن کشور است. تبعیت از دستورات محفل ملى بر بهائیان آن کشور واجب است و تخلف از این دستورات، محرومیتهاى گستردهاى در پى دارد و متخلفان به اشد وجه مجازات مىشوند (اخیراً البته بر اثر فشارهاى موجود، در این مجازاتها تجدید نظرهایى شده است). محفل محلى، از دیگر واحدهاى سازمانى بیتالعدل اعظم است که در شهرها و محلههاى بهائىنشین، برپا مىگیرد، بهائیان ساکن هر شهر و محله، چنانچه به حد نصاب نُه نفر برسند، ملزماند محفل محلى برپا نمایند. محفل محلى، همانند محفل ملى، مرکب از نُه نفر، و در واقع، زیرمجموعه محفل ملى است و از تمامى اختیارات و وظایف لازم براى اداره و کنترل بهائیان تحت حوزه خود، برخوردار مىباشد. علاوه بر محافل ملى و محلى، هیأتها و لجنهها از دیگر واحدهاى سازمانى بیتالعدلاند که زیر نظر محفل ملى و محلى، و متناسب با نیازها و ضرورتهاى ملى و منطقهاى بهائیان تأسیس میگردند و هر هیأت و لجنه در حوزه تعریفشدهاى فعالیت مىکند. در واقع، ملموسترین واحد سازمانى بیتالعدل براى آحاد بهائى، هیأتها، لجنهها و محافل محلىاند. این واحدها بر کلیه فعالیتهاى اجتماعى، فردى و احوال شخصى بهائیان نظارت و اشراف کامل دارد. [2]ــ ولی امرالله، توقیع منیع، ص21 [3]ــ همانجا. [4]ــ ارکان نظم، بدیع، ص46 [5]ــ الواح وصایا، ص27 [6]ــ دور بهائی، ص76 [7]ــ همان، ص77 [8]ــ شوقی افندی، توقیعات، ص240 [9]ــ همان، صص16ــ15 [10]ــ همانجا. [11]ــ همانجا. [12]ــ همانجا. [13]ــ عبدالبها، مکاتیب، ج3 [14]ــ دور بهائی، ص82 [15]ــ ارکان نظم بدیع، ص46 [16]ــ دور بهائی، ص77 [17]ــ [18]ــ عبدالبها، مفارضات، صص46ــ45 [19]ــ بدیعالآثار، ج1، ص119 [20]ــ نظیر تغییرات و تحریفات آشکاری که در چاپهای مختلف کتاب "نظر اجمالی به دیانت بهائی" (نوشته احمد یزدانی، نویسنده و مبلغ مشهور بهائی)، بخشهای مربوط به مقام ولی امر و مبیّن آیات و...، روی داده است و شرح آن فرصتی دیگر میطلبد. +نوشته
شده درپنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت
1:10
توسط
منتظر
>
فقط زن پدر برای ازدواج حرام است. هیچ حرمت دیگری بین بقیه، حتی برادر و خواهر وجود ندارد. مهریه دختر روستایی 19 مثقال نقره و دختر شهری 19 مثقال طلاست. اگر کسی به دختری تجاوز کرد جریمه او نه مثقال طلاست. ولی زنای محصنه جرمی ندارد. و ... اینها بخشی از اعتقادات بهائیت است که در کتاب اقدس قدیمی آمده است. البته شاید تا کنون تغییراتی پیدا کرده باشد. بهائیت در یک نگاه تقریبا یک و نیم قرن از پیدایش باب و بهاییت(260 ه ق) با ادعای امام زمانی علی محمد باب و ادعای پروردگاری حسینعلی بها با شعار لا اله الا انا المسجون الفرید؛ «نیست خدایی به جز من زندانی تنها» می گذرد، اما متاسفانه این فرقه نه تنها از بین نرفته بلکه روند رو به رشد خود را حفظ کرده است، آخرین آمار بهاییان تا به امروز 6 میلیون در کل جهان اعلام شده است که درصد بالایی از آنان در آمریکا سکونت دارند چرا که آمریکا بستر مناسبتری را برای رشد بهاییان فراهم کرده است. البته آمارشان در ایران نیز کم نیست. تهران بیشترین بهاییان ایرانی را در خود جای داده است.(70درصد بهاییان ایران در تهران ساکن اند) اعتقادات بهاییان در یک نگاه کلی از بین اعتقادات آنان اعتقاد به اعداد، اعتقادی برجسته و جالب توجه است. بهاییان عدد نه را مقدس می دانند، جهت انتخابشان نیز این بوده است که کلمه (بها) در حروف ابجد برابر عدد نه می شود جالب است که بدانید دو لغت (وبا) و (بز) نیز به حروف ابجد برابر عدد نه می شود. اعداد زیادی نزد بهائیان از تقدس و بعضا از نحوست برخوردارند. مهمترین و مقدس ترین عدد نزد ایشان که پایه تقویم و آرایش های دینیشان را تشکیل داده است، عدد نوزده می باشد که تعداد ماه های سال، روزهای ماه، میزان مهریه زنان، جزای نقدی و روزه - به مدت نوزده روز از طلوع تا غروب آفتاب آخرین ماه سال – و حتی تعداد فصلهای کتاب مقدسشان(اقدس) همه بر پایه ی عدد نوزده تدوین گشته است. جالبتر آنکه تعداد کنگره های برج آزادی تهران نیز نوزده تاست و شکاف آن رو به قبله بهاییان(عکا در فلسطین؛ قبر حسینعلی بها) است که گویای طراحان و مهندسین بهایی آن است. اما دلیل انتخاب عدد نوزده نیز همچون عدد نه تنها برابری این عدد در حروف ابجد با لغت بهایی می باشد. اکنون بسیار جالب توجه است که قرآن مجید نیز به عدد نوزده اشاره کرده است! لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ * عَلَیْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ * وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً...(مدثر 29-31)؛ آن آتش بر آدمیان رو نماید* بر آن آتش نوزده تن موکلند(فرشتگان عذاب)* و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان عذاب قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت کفار نوزده نگردانیدیم... این آیات بلافاصله بعد از آیات مربوط به کافر معاند نسبت به پیغمبر اسلام آمده است و عاقبت وی را دوزخ و عذاب سخت بیان کرده است و عدد نوزده را به شکل رمز آمیزی مطرح کرده که بعید نیست اشاره به همین گمراهی نیز داشته باشد. این موضوع با در نظر گرفتن حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) که می فرماید: فهم معارف قرآن در آخرالزمان بهتر صورت می گیرد دارای بسی تأمل و تدبر می باشد. [آری یک مذهب دوزخی باید بر محور عدد دوزخی دور زند و یک جمعیت دوزخی باید خود را هماهنگ با عدد فرشتگان عذاب کند. (تفسیرنمونه آیت الله مکارم شیرازی، ج 25، ص 237) لیندن جانسون رییس جمهور وقت آمریکا در پیامی به مناسبت جشن صدمین سالگرد تاسیس بهائیت می گوید: هدف شما با هدف آمریکا یکی است و آرزوی شما آرزوی همه افراد خیرخواه است. همه افراد متفکر و دور اندیش رسالت دین بهایی را تکریم و تجلیل می کنند بهاییان دارای سه قسم نمازند به نامهای صغری، اوسط و کبری. در نماز صغری که بیشتر بینشان مرسوم است فقط کافیست رو به قبله لحظاتی را به حالت خضوع بایستند! و اما نماز کبری نه رکعتی و بسیار مشکل است که شاید توسط عرفای بهایی بجا آورده می شود. عوامل رشد بهاییان اکنون جای این سوال مطرح است که با وجود عقاید مسخره و اعتقادات پوچی که بهاییان دارند چگونه تا کنون نابود و منقرض نشده اند. دینی که پروردگار آن یک انسان خرافاتی است، عجیب است اگر بگوییم حتی یک نفر به آن، به واقع اعتقاد دارد پس چگونه بهاییت با این همه مزخرفات رشد کرده، طرفداران و اعداد و ارقامی پیدا کرده است؟ در پاسخ به این سوال باید ریشه های سیاسی بهائیت را جستجو کرد. در بررسی جنبش های اجتماعی صدساله اخیر ایران، فتنه های بهائیان نیز قابل ملاحظه است. در جغرافیای سیاسی ایران استفاده از ایدئولوژی های مذهبی کارسازتر از ایدئولوژی های سکولار است. نظام استکبار نیز از همین پتانسیل جامعه ایران استفاده کرده است و با طراحی فرقه های ضاله، هدف دین زدایی خود را اعمال می کند. زیرا دین، بزرگترین منبع قدرت مردمی است و تهدیدی جدی برای حکومتهای فاسد محسوب می شود. به همین جهت یکی از سیاستهای نغز در تضعیف قدرتهای دینی، فرقه سازی بوده و هست. از طرفی بهائیان نیز برای ماندگاری خود، انعطاف پذیری زیادی پیدا کرده اند تا آنجا که اصلی ترین اعتقادات و اصول دینی شان را نیز تغییر داده و به روز می شوند. بهاییان دارای سه قسم نمازند به نامهای صغری، اوسط و کبری. در نماز صغری که بیشتر بینشان مرسوم است فقط کافیست رو به قبله لحظاتی را به حالت خضوع بایستند! و اما نماز کبری نه رکعتی و بسیار مشکل است که شاید توسط عرفای بهایی بجا آورده می شود بهائیان از سوی سه قدرت بزرگ جهان - انگلیس، آمریکا و اسرائیل - حمایت می شوند . اسنادی وجود دارد که نشانه الطاف بی دریغ انگلیس نسبت به فرقه بهائیت در ایران است. بهائیان قبل از انقلاب در سفارت انگلیس جایگاه ممتازی داشتند. در حالی که شیعه اثنی عشری جایی در این سفارت نداشت. اسرائیل نیز تا جایی حامی بهائیان است، که اعلام می کند: «دولت اسرائیل با نهایت افتخار می تواند میزبان بهائیان جهان به ویژه بهائیان ساکن در کشورهای اسلامی باشد.» اما آمریکا بزرگ حامی بهائیان بیش از یک قرن است که بهائیان را در دامان مهر می پرورد و شاید بیش از مسیحیان مورد لطف قرار می دهد . لیندن جانسون رییس جمهور وقت آمریکا در پیامی به مناسبت جشن صدمین سالگرد تاسیس بهائیت می گوید: هدف شما با هدف آمریکا یکی است و آرزوی شما آرزوی همه افراد خیرخواه است. همه افراد متفکر و دور اندیش رسالت دین بهایی را تکریم و تجلیل می کنند .
منابع: کتاب هوشیاری در رد بابیه و بهاییه؛ بهرام یاری؛ انتشارات بی جا بی نا بهاییت آن گونه که هست؛ جمعی از نویسندگان؛ انتشارات مؤسسه جام جم ...+نوشته
شده درپنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت
21:39
توسط
منتظر
>
یکی از اولین برنامه های بهایی، برنامه ای تحت عنوان پرطمطراق "دیانت بهایی" است که به طور متداوم از شبكه های مختلف تلویزیونی پخش شد . نكته ی جالب آن كه این برنامه كه از طریق خرید ساعاتی از زمان پخش شبكه های تلویزیونی ماهوارهای ، روی آنتن می رفت ، تا كنون تنها از طریق شبكه هایی پخش شده كه اهداف سیاسی ضد انقلابانه ای را در پیش گرفته اند. اخیرا فرقه ی ضاله ی "بهائیت" در تلاشی تازه ، به قصد افزایش پیروان ، اقدام به راه اندازی شبکه ی فارسی زبان جدیدی با محوریت علنی بهاییت در کشور آمریکا كرده است . این شبکه ای لس آنجلسی ، در برنامه هایی ویژه و در قالب گزارش ، گفت و گو ، نظر سنجی و ... به تبلیغ اهداف و آیین های فرقه بهایی می پردازد که به عنوان نمونه می توان به عناوین زیر اشاره نمود : - گزارش از مراسم "عید رضوان" (Ridvan) و دیگر آئین ها. - گفت وگو با مردان و زنان فارسی زبان که به این فرقه پیوسته اند. - تشریح دلایل پیروان این فرقه برای پیوستن. - به تصویر کشیدن کشور ایران به عنوان بزرگ ترین ناقض حقوق بشر. بهاییان همواره برای تبلیغ و جذب نیروهای تازه اهمیتی بسیار قائل بوده اند چرا كه تحقق یكی از وعده هایی را كه بنیان گذاران این فرقه ی انحرافی داده اند ، یعنی فراگیر شدن امر بهایی در سرتا سر جهان را در گرو افزایش نفوذ بهاییان می دانند که در این راستا بهترین و موثرترین روش استفاده از انواع رسانه می باشد. از آن جایی که در دنیای امروز ، وسایل ارتباط جمعی امكاناتی فراگیر را فراهم آورده اند ، بهاییان نیز همچون بسیاری از گروههای سیاسی و اجتماعی كوشیده اند از كاركردهای تكنولوژی های نوین در راستای اهداف خود بهره مند شوند كه در این زمینه تلویزیون به دلیل قابلیت تصویری و صوتی آن و همچنین وسعت مخاطبانش از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است . یکی از اولین برنامه های بهایی ، برنامه ای تحت عنوان پرطمطراق "دیانت بهایی" است که به طور متداوم از شبكه های مختلف تلویزیونی پخش شد . این شبکه ای لس آنجلسی ، در برنامه هایی ویژه و در قالب گزارش ، گفت و گو ، نظر سنجی و ... به تبلیغ اهداف و آیین های فرقه بهایی می پردازد نكته ی جالب آن كه این برنامه كه از طریق خرید ساعاتی از زمان پخش شبكه های تلویزیونی ماهوارهای ، روی آنتن می رفت ، تا كنون تنها از طریق شبكه هایی پخش شده كه اهداف سیاسی ضد انقلابانه ای را در پیش گرفته اند و در واقع حتی آن شبكه هایی كه با اهداف مالی و اقتصادی برنامه های خود را پخش می كنند ، چون به عدم پایگاه اجتماعی این فرقه ی انحرافی در ایران آگاهی دارند ، تا كنون از روی آنتن فرستادن چنین برنامه هایی صرف نظر كرده اند . اما آن دست از شبكه های سیاسی كه اسلام ستیزی را نیز در راستای مقابله با انقلاب اسلامی جزو اهداف خود قرار داده اند ، حامیان پخش برنامه های تلویزیون بهاییان از شبكه های خود بوده اند. - ارایه ی تصویری به دور از واقعیت از فرقه ی بهایی. - تشریح و توضیح عقاید و احكام فرقه بهایی. - تأثیرگذاری برمخاطب و جذب نیروهای جدید. - مظلوم نمایی فرقه ی بهاییت. از آنچه گفته شد چنین بر می آید که فرقه ی بهاییت در اقدام خود مشتمل بر راه اندازی شبکه های تلویزیونی و ترویج رسانه ای این فرقه ، عزمی راسخ داشته و در این مسیر از هیچ اقدامی فروگذار نخواهند بود ، زیرا بر سردمداران بهایی ، این امر مشتبه گشته است که دین (فرقه) بهاییت از تمامی ادیان اصلح تر بوده و حکومت جهانی از آنِ این قوم خواهد بود ، بنابر این با تبلیغات و تعالیم گسترده ی خویش در پی اشاعه ی آیین خود هستند و اگر دولت های مسلمان بالاخص جمهوری اسلامی ایران اقدامی جدی در جهت خنثی سازی طرح ها و برنامه های این فرقه ی ضاله نکنند ، به زودی شاهد فراگیر شدن این فرقه به طُرُق مختلف و جای جایِ میهن اسلامی مان خواهیم بود و این واقعه به یقین غیر قابل جبران است. +نوشته
شده درپنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت
21:37
توسط
منتظر
>
خداوندا................................. همزمان باآغازولایت امام زمان(عج) به روزرسانی وبلاگ آغازمیشود.باتشکر +نوشته
شده درپنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت
21:28
توسط
منتظر
>
استراتژی خزنده و رازآلود صهیونیستها در ایران، از جمله اسرار ناگفته و پنهان تاریخ معاصر است. حضور ایادی یهود در رأس دستگاه سلطنت و مراكز مهم تصمیمگیری و سیاستگذاری، ایران عصر پهلوی را به پایگاهی سیاسی و استراتژیك برای صهیونیستها تبدیل كرده بود. عناصر یهود در نتیجه متابعت بیچون و چرای دولت مردان ایرانی از آنها، بر سیاست و اقتصاد كشور پنجه انداخته بودند. اما آزادی عمل یهودیها و تلاش این جماعت برای افزایش و گسترش سلطه بر اهرمهای قدرت در چنان لفافهای قرار داشت كه اغلب از چشم مردم دور باقی میماند. آنها نمیتوانستند توطئهی خزندهای را كه در اطرافشان شكل میگرفت و هم چون گیاهی هرز بر اركان سیاست و اقتصاد سرزمینشان میپیچد، به وضوح ببینند. در این زمینه، اعتراف یكی از جاسوسان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی دربارهی دخالت پنهان سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل، در ایران عصر پهلوی، تأمل برانگیز است. یعقوب نیمرودی از مأموران كار كشتهی سیاسی و اطلاعاتی صهیونیستها، پس از سالها فعالیت جاسوسی در ایران، در گفت و گویی با یك روزنامهنگار اسراییلی میگوید، «اگر یك روز به تو اجازه دهند كه از كارهایی كه ما در تهران انجام دادهایم، آگاه شوی، از آن چه میشنوی، وحشت خواهی كرد. حتی نمیتوانی آن را تصور كنی.» پنهانكاری در روابط میان ایران و اسراییل، از جانب رژیم پهلوی نیز به شدت دنبال میشد. شاه در روابط خود با دولت یهود، سیاست مخفیانه را در پیش گرفته بود. او از یك طرف سعی میكرد روابط خود را با اسرائیل توسعه دهد از طرف دیگر سعی داشت آن را از دید مردم و كشورهای عربی دور نگاه دارد. دلیلش هم این بود كه شاه پیوند میان منافع خودش و اسراییل را احساس میكرد، اما از یك طرف هم از مخالفین خود بیم داشت. به خصوص پس از قیام 15 خرداد 1342 و آغاز نهضت انقلابی و اسلامی حضرت امام خمینی (ره) كه مبارزه با اسراییل را در صدر برنامههای خود قرار داده و پیوسته خطر نفوذ صهیونیسم را به ملت ایران هشدار میدادند. سنجش و تعیین گسترهی نفوذ صهیونیسم در ایران عصر پهلوی، بدون شناسایی كانونها، محافل و عناصر وابسته به آن میسر نیست. لذا در مقالهی حاضر، بر آن هستیم تا با مطالعه و بررسی پایگاههای عمدهی یهودیان در ایران، به عمق حضور آنها در عرصههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اطلاعاتی و فرهنگی كشور، بیشتر پی ببریم. نخستین این پایگاهها، سازمان فراماسونری است كه بخشی از پیكرهی تشكیلات جهانی صهیونیسم به شمار میرود. بیشك نمیتوان نقش و عملكرد فراماسونها و لژهای فراماسونری را در ایران معاصر نادیده گرفت. حضور و فعالیت دهها لژ و هزاران فراماسون ذینفوذ و فعال در عرصههای گوناگون كشور، همگی اهرمهایی بودند كه حلقههای وابستگی سلطنت ایران را به صهیونیسم محكم تر میكردند. پنهانكاری در روابط میان ایران و اسراییل، از جانب رژیم پهلوی نیز به شدت دنبال میشد. شاه در روابط خود با دولت یهود، سیاست مخفیانه را در پیش گرفته بود تشكیلات عریض و طویل بهاییت، به عنوان یك فرقهی دستپروردهی استعمار، حلقهی دیگری بود كه ایران عصر پهلوی را به كانون قدرت صهیونیسم پیوند زده و متصل میكرد. در این زمینه نیز هم سوئی عملكرد بهاییان برخوردار از مقامها و مناصب كلیدی در كشور، با منافع جهانی صهیونیسم، به هیچ وجه قابل انكار نیست. سومین پایگاه صهیونیسم در ایران كه ما آن را، یهودیان مخفی مینامیم، شامل آن دسته از رجال درباری، مقامات و صاحبمنصبان درجه اول كشور در عصر پهلوی است كه به طور پنهانی با دولت اسراییل ارتباط داشته و حافظ منافع استعماری آن رژیم بودهاند. این اشخاص كه از صدر مشروطیت تا سقوط شاه، یعنی حدود سه ربع قرن در رأس امور دولت قرار داشتند، اغلب عناصر یهودی تباری بودند كه كمتر كسی از اسرار و وابستگی درون گروهی آنها اطلاع داشت و در عین حال، پشتیبانیهای سازمان یافته و تشكیلاتی آنها در ورود به دستگاههای دولتی، راه را برای نفوذ سایر هم كیشان و هم مسلكانشان باز میكرد. در ادامه، هر یك از این پایگاههای نفوذ را به تفكیك مورد بررسی قرار خواهیم داد. سازمان فراماسونری، به عنوان پدیدهای نوظهور، ابزاری مؤثر در دست نظام بورژوازی بود كه از آن در مقابل نظام كهنه و سنتی فئودالیته، كه با همدستی كلیسا بر تمامی اركان جامعه سلطه یافته بود، استفاده میكرد. فراماسونری با طرح اندیشههای خود، قصد بر هم زدن ساختارهای جامعه را داشت. جنبش فراماسونری، با اتكا به ایدئولوژی خاص خود، هم چون ادیان و مذاهب التقاطی نظیر مانویت و بهاییت، به هر سرزمین و كشوری وارد میشد، سپس اشتراكهای خود را با مردم آن سرزمین یافته و در جهت بارزتر كردن آنها تلاش میكرد تا از این طریق روشنفكران و اصلاحطلبان كشورهای مختلف جهان را با نظریات خود همگام سازد. ایران از جمله كشورهایی بود كه موج تجددخواهی و به دنبال آن سازمانهای فراماسونری محیر به آن راه یافت و علت آن را باید در بافت سنتی جامعهی ایرانی جست و جو كرد. اما از اواسط عصر قاجاریه، با گسترش روابط میان ایران و اروپا، پیشرفتهای غربیان در زمینههای مختلف چیزی نبود كه از چشم تحصیلكردگان ایرانی به دور بماند. محافل و انجمنهای ماسونی یكی از مظاهر جالب و جذاب تمدن غرب به شمار میرفت كه بسیاری از محصلان و روشنفكران ایرانی را جذب خود كرد و آنان را تا به مرحلهی شیفتگی و گاه سرسپردگی غربیان پیش برد. به این ترتیب، نظام سرمایهداری غرب با مسخ برخی روشنفكران ایرانی، آنان را به عناصری بسیار مطمئن برای تأمین منافع خود تبدیل كرد. تشكیلات مخفی فراماسونری از زمان میرزا ملكم خان با كمك شاهزادگان و دینستیزان اروپا دیده، شروع به تبلیغ و ترویج غربزدگی و بیدینی در جامعهی ایران نمود. پیچیدگی و ماهیت بغرنج و پنهانكارانهی این تشكیلات همراه با ایدئولوژی خاص آن كه از تساهل در امر مذهب و اندیشههای فرامرزی و جهانی سخن میگفت، مانع از آن بود كه علما و روحانیون تصمیم واحد و هماهنگی در قبال آن اتخاذ كنند و عكسالعمل شدیدی در برابر آن نشان دهند. به این ترتیب، جریان فراماسونری به مسیر خود ادامه داد و در عصر پهلوی دوم به جایی رسید كه در تمامی اركان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه رسوخ كرد. فراماسونری به عنوان یك تشكیلات منظم و پیچیده، به طور كامل، در خدمت مقاصد و اهداف دین یهود و دقیقاً هم سو و هم جهت با مطامع و اغراض صهیونیستها حركت میكرد. ژرژلامیلن در كتاب اسرار سازمان مخفی یهود میگوید: «فراماسونری قدرت مخفی ماست. فراماسونری فقط به منظور مخفی نگاه داشتن نقشههای ماست و طرز اجرای این قدرت مخفی و محل اجرای آن برای همیشه بر ملتها پوشیده است.» تشكیلات مخفی فراماسونری از زمان میرزا ملكم خان با كمك شاهزادگان و دینستیزان اروپا دیده، شروع به تبلیغ و ترویج غربزدگی و بیدینی در جامعهی ایران نمود اسماعیل رایین، مؤلف كتاب فراموشخانه و فراماسونری در این زمینه مینویسد: «صهیونیسم ایدئولوژی حاكم بر تمام لژهای جهان است. لذا صهیونیسم بینالمللی با فراماسونری بینالمللی یكی گردیده و از آن به منزلهی بازوی سیاسی و فرهنگی استفاده میشود.» در نتیجهی تركیب صهیونیسم و فراماسونری در ایران، پدیدهی نوین «نوماسونی» شكل گرفت كه نطفهی آن در دل رژیم بسته شد و در دامان دولتمردان آن زمان پرورش یافت. 8 پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یكی از مراكز فراماسونری كه به آن «ستاد عملیات استاد اعظم، جعفر شریفامامی، گفته میشد، كشف گردید و عكسهای گوناگونی همراه با فهرستی از اعضای فراماسون به دست آمد. نیز روشن گردید كه در روزگار محمدرضا پهلوی، نه تنها سیاست كلی ایران، كه سررشتهی اقتصاد كشور نیز به شیوهای بنیادین در دست فراماسونها بوده است. از آن پس، نوشتههای دیگری نیز پیرامون فراماسونها و پیوند آنها با صهیونیسم بیرون آمد. تمایلات نژادپرستانهی یهودیان مانع از فعالیتهای تبلیغی و ترویج مذهب توسط این جماعت میشود. یهودیان نه خود به دینهای دیگر در میآیند و نه دیگران را به مذهبشان دعوت میكنند. اما از آن جایی كه قصد نفوذ در جوامع را دارند، فرقهسازی و بدعتگذاری در سایر مذاهب را به عنوان راهكارهای اساسی برای نیل به مقاصد خود، در پیش گرفتهاند. در سراسر تاریخ، شواهد بسیاری وجود دارد كه یهودیان با پروراندن و حمایت فرقههای مذهبی، در ممالك مختلف، راه نفوذ خود را به داخل آنها گشودهاند و در پیش نقابهای جدید مسیر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادیشان را هموار كردهاند. نمونهی بارز این مدعا، نقش یهودیان در ظهور پروتستانیسم است كه تجربهی موفقیتآمیزی را برای آنها به دنبال داشت؛ به طوری كه توانستند زیر لوای نام مسیحیت، به اجرای بسیاری از مقاصد خود نایل شوند. حضور پروتستانها، آن هم در یك گسترهی جغرافیایی وسیع شامل انگلستان، امریكا، كانادا و استرالیا، در واقع زمینهچینی برای كمك به سلطهی یهود بود. این روند تدریجی و رو به رشد، به لحاظ زمانی از دوران كراموال ـ پروتستان متعصب و طرفدار یهود ـ شروع شده و تا عصر نومحافظهكاران امریكا، یعنی ریگان تا بوش پدر و پسر ادامه داشت. سرانجام، گروه اخیر، تحت عنوان صریح «مسیحیان صهیونی» امریكا را در بست در اختیار صهیونیستها قرار دادند9 و به غایت آمال یهودیان نژادپرست، جامهی عمل پوشانیدند. در ایران و در عصری كه مورد نظر ماست، به ویژه عصر پهلوی دوم، فرقهی بدعتگذار مذهبی كه به طور كامل در خدمت اهداف و مقاصد یهود قرار داشت، بهائیان بودند. به طوری كه حضرت امام خمینی (ره) از آنان به عنوان «عمال اسراییل» یاد میكند. و پیوسته خطر حضور آنان را به علمای اسلام و طبقات مردم یادآوری مینماید. از دیدگاه حضرت امام (ره) سازمان بهاییت در ایران، در حكم جاسوس اسراییل در منطقه بوده و در اصل برای شكستن نفوذ مذهب شیعه و روحانیت به وجود آمده بود. انتشار دهها نامه، پیام و اسناد مربوط به روابط بهاییان و اسرائیل، سخنان آن زعیم عالی قدر را تأیید میكند. اسراییل یكی از اولین و مؤثرترین حكومتهایی بود كه بهاییت را به رسمیت شناخت و آن را جزو مذاهب رسمی كشور خود قرار داد. جذب سرمایههای بهاییان كه باعث شكوفایی اقتصادی این كشور میشد، یكی از عوامل توجه اسراییل به بهاییان ایران بود، بهاییان نیز سرزمین اسراییل را مركز خود قرار داده و دولت یهود را پناهگاه و تكیهگاه خود میدانستند. شوقی ربانی ( م 1336 ه. ش) رهبر فرقهی بهاییت، یكی از وظایف شورای بینالمللی بهاییان را رابطه با دولت اسراییل بیان میكند. او هم چنین در مكتوبات خود، حمایت دولت اسراییل را بر همهی دولتهای جهانی ترجیح داده و تأسیس شعب محافل ملی بهائی را فقط در اسرائیل ممكن میداند. فراماسونری به عنوان یك تشكیلات منظم و پیچیده، به طور كامل، در خدمت مقاصد و اهداف دین یهود و دقیقاً هم سو و هم جهت با مطامع و اغراض صهیونیستها حركت میكرد در عصر پهلوی، بهاییان با حمایت كشورهای خارجی، به ویژه انگلیس و اسراییل، در عرصهی سیاست و اقتصاد كشور، به اقتدار چشمگیری دست پیدا كردند. محمدرضا شاه كه به عناصر بهایی دربار خویش بیش از سایرین اعتماد داشت، آنان را به عنوان عمدهترین كارگزاران حكومت خویش به كار گرفت. بهاییان هم با استفاده از این جایگاه سیاسی، ایران را سرزمین امنی برای رشد و توسعهی جنبش خویش یافتند. ضمن آن كه قدرتهای استعماری و اسراییل نیز از این رهگذر، با اطمینان از قدرت عامل دست نشاندهی خویش، تنها كشور شیعی مذهبی جهان را در اختیاركسانی قرار دادند كه حافظ منافع آنها بوده و میتوانستند همهی ذخایر یك ملت را فدای مصالح خود و استعمارگران نمایند. ارتباط بهاییان با اسراییل ـ كه در حقیقت پادگان كشورهای غربی در قلب ملتهای مسلمان است ـ موجب شد كه با توجه به نفوذ آنها در حكومت پهلوی، غربیها بتوانند به اطلاعات دست اول و مهم دربار ایران دست پیدا كنند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به سوابق این فرقه به عنوان یك حزب سیاسی طرفدار بیگانه، مقابلهی آنها با اقتدار ملت و روحانیت و مخالفت علنی آنان با دین اسلام، نظام جمهوری اسلامی برای آنان هیچگونه رسمیتی قایل نشد. به علاوه، به دلیل محرز شدن جاسوسی عدهای از سران تشكیلات بهایی در شهرهای مختلف، حیف و میل اموال مسلمین و سرازیر كردن بیتالمال به جیب صهیونیستها، تعدادی از آنان دستگیر و مجازات شدند. مئیر عزری، نماینده و سفیر غیررسمی اسراییل در زمان پهلوی، طی مدت هفده سال مأموریت خود در ایران، با بسیاری از سران و مقامات بلند پایهی آن دوران، روابط بسیار نزدیك و صمیمی برقرار كرده بود. او در یادنامهای كه چند سال پیش منتشر شد، با افتخار به چگونگی آشنایی خود با شماری از اشخاص سرشناس و عالیمقام كشور اشاره نموده است. عزری از این كه توانسته از نهان خانهی اسرار خصوصی و خانوادگی بعضی دولتمردان و قدرتمداران ایران، اطلاعات منحصر به فردی كسب كند، احساس غرور مینماید. اومینویسد: بسیاری از اشخاص متنفذ و صاحب منصب، یهودی تبار بودهاند، لیكن به شدت سعی در كتمان این راز داشتند. اما در نشستهای خصوصی و گفت و گوهای محرمانه با شخص مئیرعزری با افتخار از كیش نیاكان خود یاد میكردهاند. از جملهی این یهودیان مخفی، مئیر عزری به علیاصغر حكمت، وزیر خارجهی وقت اشاره میكند. او دربارهی نحوهی آشنایی خود با این هم كیش پنهانی، مینویسد: قبل از معارفه حاجعلی كیا به من گفت كه او از خود شماست و من پس از چندی دانستم كه خانوادهی حكمت، خاخام و از سرشناسان یهود بودند كه ناچار از كیش خود دست شسته و با گزینش نام «حكمت» خواستهاند از تنها یادگار خانوادگی پاسداری كنند. شخص دیگری كه سفیر اسراییل از یهودیت او پرده بر میدارد، محمدعلی فروغی (ذكاءالملك)است. فروغی از معدود افرادی بود كه در جریان سازی دوران پهلوی نقش و مسئولیت بسیار عظیمی داشت. این فرد، استاد اعظم فراماسونری، اولین نخستوزیر هر دو شاه پهلوی، وزیر ووكیل چندین دورهی مجلس، نمایندهی ایران در مجامع بینالمللی، بنیانگذار دانشگاه تهران، بنیانگذار نظام دادگستری لائیك در زمان رضاشاه، برنامهریز فرهنگی دوران پهلوی و مورد اعتماد انگلستان بود. او به خانوادههای بزرگ یهودی اصفهان تعلق داشت و صاحب تألیفات متعددی بود كه همگی در مسیر خدمت به یهود، اسراییل وصهیونیسم قرار داشتند. همهی نوشتههای فروغی یا ترجمههایش از زبان فارسی و دیگر زبانها، در چاپخانه یهود ابروخیم، یكی از پایگاههای فرهنگ یهود در ایران به چاپ رسیدهاند. فروغی از معدود افرادی بود كه در جریان سازی دوران پهلوی نقش و مسئولیت بسیار عظیمی داشت سردار فاخر حكمت، یهودی مخفی دیگری است كه مئیر عزری نحوهی آشنایی با او و پی بردن به ماهیت یهودیاش را چنین شرح میدهد: «اسحق كورن، رییس جنبش جهانی كارگری صهیونیستی را در آوریل 1965 (1344 ش) به سمینار دانشجویان یهودی در ایران دعوت كرده بودم. اسحق كورن، نمایندهی پارلمان، دستیار وزیر دارایی و سرپرست یهودیان كشور رومانی در اسراییل و از دوستان خوب من در حزب ماپای بود. او روزی میهمان سردار فاخر حكمت، رییس مجلس ملی ایران شده بود. فاخر حكمت در گفت و گو با اسحق كورن سرشار از بالندگی بود. به طوری كه از گفتن نكتههایی دربارهی پیشینهی یهودیاش خودداری نكرد. پیرو همین پدیده از حكمت دعوت شد تا از اسراییل دیدن كند.» مئیر عزری، هم چنین از خانوادههای دیگری همچون مظفریان، قوامالملك، سعید نفیسی و دیگران یاد میكند كه با محافل یهود ارتباط داشتند و بنابر اهداف تبلیغاتی صهیونیسم، به اسراییل دعوت میشدند. همچنین براساس، مندرجات سایر منابع یهودی بسیاری از یهودیان ایران موفق شدند تحت پوشش بهاییت به مناصب و موقعیتهای بسیار بالای دولتی و مالی دست پیدا كنند كه از جمله برجستهترین آنها میتوان به امیرعباس هویدا نخستوزیر، ثابتپاسال همدانی رییس تلویزیون و عبدالكریم ایادی سرلشكر ارتش و پزشك مخصوص محمدرضا شاه، اشاره كرد. علاوه بر سازمانها و تشكلهای یاد شده، مجامع صهیونیستی بیشمار دیگری نیز وجود داشتند كه در محدودهی خاص خود در جهت مقاصد یهود فعالیت میكردند. این گونه مراكز كه با حمایت مستقیم اسراییل و آمریكا، مسئولیت گسترش نفوذ صهیونیسم را در ایران به عهده داشتند، با مساعدت رژیم پهلوی، پیوسته رو به ازدیاد و اقتدار گذاشته بودند. اسراییلیها حتی سعی فراوان داشتند كه با ایجاد پایگاههای فرهنگی نظیر مؤسسات آلیانس و انجمن «اوتصرهتورا» در اذهان و قلوب مردم ایران نفوذ كرده و به روی مقاصد استعماری خود سرپوش گذارند. اما پایبندی مردم به اصول و ارزشهای اسلامی و شكلگیری نهضت اسلامی و انقلابی حضرت امام، مانع از موفقیت ترفندهای تبلیغاتی و دروغین سران یهود گردید، تا زمانی كه با پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی، ریشهی این فتنه برای همیشه از دل جامعهی ایرانی كنده شد. منبع:موسسه مطالعات وپژوهش های سیاسی +نوشته
شده درپنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت
21:22
توسط
منتظر
>
انسان روشنفکر کسی است که اندیشه و دل او با ناله های کودکان در آنسوی جهان همراهی کند و هرچند که این همدردی در اندازه های یک آه ندامت یا انگشت حسرت باشد و چه آنکه فرسنگ ها فاصله میان آنها قرار گیرد. و اینگونه نقش انسانیت خود را ایفا نماید؛ بی دلیل نیست که می گویند انسان در هر رتبه و درجه ای که باشد در مرتبه آزمایش قرار دارد. به راستی این واقعه دلخراش و سکوت جامعه بشری تا کی ادامه خواهد داشت +نوشته
شده درجمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت
2:13
توسط
منتظر
|
![]()
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 آبان 1388 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385
وبلاگ فارسي قالب وبلاگ مترجم قالب لينکوگراف آموزش طراحي وب
monesam khoda
پشتيباني
|